فرم در معماری

 فرم در معماری

نویسنده: زهرا اسدی-زهرا باقرزاده

 
انسانها آنگونه که وجود دارند تعریف نمی شوند،
انسانها آنگونه که تعریف می شوند وجود دارند.
آیزمن:معماری امروز ما باید منعکس کننده ی شرایط ذهنی
 وزیستی ما باشدو آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت
قرار گرفته بخشی از زندگی ماست.
 

معماری موسیقی منجمد است ، فلسفه روح زمان است ومعماری

کالبد آن . فرهنگ معماری ساز است  و معماری فرهنگ ساز.

معماری یک سری ایده و ارزش ها را با درکی سه بعدی در قالب

منظومه ها و منظره ها بیان می کند.

معماری در کل یعنی سازمان دهی همه ی فضاهای زیستی انسان.

خصوصیت مهم معماری که آن را از سایر فعالیتهای هنری متمایز

میگرداند ، عملکرد سه بعدی آن میباشد که انسان را  در درون

خود جای میدهد.

فرم و معنا در آفرینش معماری:  آفرینش معماری همواره با دو

 مقوله اساسی سر وکار داشته است: فرم  و مفهوم .

این دو مقوله که به ترتیب جنبه های صوری و معنایی معماری

 را تشکیل می دهند.

 

آفرینش فرم در معماری: فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش

معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که

 برای معمار می توان قائل شد، آفرینش فرم است

 

چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده، زیبایی بیافریند، یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظریف ترین

 معناها بکار گیرد .

آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در

آفرینش فضا آنچه را می خواهد بگوید، با استفاده از فرم ابراز

می کند،فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر،

بعدهای ذهنی را می نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی

خاص از سوی آفریننده اثر به استفاده کننده و مخاطب است.

فرم و فضای معماری: عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر واقعیت

معماری را تشکیل می‌دهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده

فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن وسازماندهی_

شدن می‌کند، معماری بوجود می‌آید.

 

 

      فرم و محتوی کارها باید باهم متناسب باشند.

فرهنگ:

در حقیقت،فرهنگ ساخته ای از فعالیت های انسانی است، سیستمی

از فعالیت های پیچیده و در هم تنیده ، یک الگوی عملکردی ممتد،

بدین سبب محسوس و نادیدنی است . فرهنگ دارای مولفه های

فیزیکی و نمودهایی هست که تمامی این موارد قطعاتی هستند که

الگوی کلی زندگی را به وجود می آورند . آنها اجزای درون

فرهنگ هستند نه تصویر آن.

معمار تصویر آن را خلق می کند:تصویری عینی از محیط های

انسانی که نمایانگرالگوهای عملکردی خاص و ممتدی است که

یک فرهنگ را به وجود می آورد.

هرجامعه ای با سیستم اداری خاص و هرنوع ایدیولوژی حاکم بر

 آن دارای اهداف و آرمان های خاص خود می باشد که فرهنگ

 هر جامعه نمایشگر این ایده های ذهنی به وسیله ی نمود اشکال

عینی است.هر فرهنگی بازتاب سیستم ارزشی یک نظام اجتماعی

 است .هنر معماری از بارزترین جلوه های فرهنگ هر قوم و هر

 دوره ی تاریخی و نمایشگر گویای فضای زیست آدمی توسط فرم

ظاهری خود است.یکی از نظریه پردازان آلمانی می گوید:

 

   معماری وسیله واقعی سنجش فرهنگ یک ملت بوده و هست.

هربنایی جزیی از فرهنگ معماری محسوب می شود و باید یک

 اندیشه ی ذهنی رااز طریق فرم ظاهری خود عینیت بخشد.

فرانک لوید رایت:((تمامی سبک های بزرگ هنگامی که از درون

به آنها نگاه می کنیم گنجینه هایی معنوی به شمار می روند.

اما وقتی که آنهارا تنها به عنوان یک سبک تقلید کنیم این گنجینه ها

به مقابری تبدیل می شوند برای زندگی پایان یافته)).

متاسفانه در کشور ما به جای انطباق معماری سنتی با تکنولوژی

 و شرایط جدید شدیدا مورد بی توجهی قرار گرفته و بسیاری از

 نظریه های مربوط به هنر معماری ایران از میان رفت.

 

انعکاس آینه وار آثاردیگران در ایران بدون مطالعات کافی فرهنگی

وفلسفی وتوجه به زمینه های اجتماعی وتاریخی وخاستگاه اندیشه ها

مسیری است که بی هویتی هنر معماری مارا سبب خواهد شد.

تغییرفرم ها باید با تغییر زبان آن ها یکی باشد ، یعنی تنها تغییر فرم کافی

 نمی باشد.بلکه باید فرم حاصله قابل درک وفهم نیز باشد.فرم هر چیزی

 درهر جامعه یی نشانگر فرهنگ و هویت آن جامعه است پس

فرهنگ از مهمترین عوامل موثر بر فرم معماری است.

دو بنای که در ژاپن هستند نشانگر دونوع رفتار معنوی کاملا متفاوت درقرن 17 در ژاپن است:

1‍‌) ویلای کاتسورا(کاخ شاهزاده توشی)رهبری مذهبی

2) معبد توشو(مزارشوگون)رهبری قدرتی و سیاسی

 

کاخ توشی سادگی وهماهنگی با طبیعت راچنان نشان میدهد که گویی

جزیی از آن است و درونگرایی در آن موج می زند، در حالیکه شوگون

می خواهد قدرتش را از طریق زرق و برق به تماشا بگذارد که بیش از هر

چیز احساس را مخاطب قرار می دهد تا از این راه بیننده را تحت تاثیر

 قرار دهد.

 

تکنولوژی:

درطى 4 قرن-19،18،17،16-تغییرات زیر بنایى

در جهان بینى دنیاى غرب پدید آمد.بایدهاونبایدها

مقدسات ونامقدسات جهان سنت زیر سوال رفت

 وبه جاى آن واقعیات وعملکردهاى دنیاى مدرن

 جایگزین شد.تاکید برقوه تفکرانسان باعث شرایطى

 شد که علم و تکنولوژى به سرعت رشد و توسعه یافت.

از اواخر قرن18 تولیدات جدید صنعتی وارد امور

ساختمانی گردید.

ساختمان عظیم قصر بلورین را مى توان اولین اثر معمارى

 با مصالح کاملا مدرن یعنى آهن وشیشه دانست.طراحى برج

تمام فولادى ایفل را مى توان نمادى از صنعت تکنولوژى جدید

و نوید دهنده شکوفایى عصر مدرن دانست.اما شکل گیرى معمارى

مدرن به صورت یک مکتب و به تبع آن پیشرفت تکنولوژىو استفاده از مصالح جدید مانند اسکلت فلزىشیشه اى جدید،انرژى برق،تاسیسات مرکزىواحداث ساختمانهاى مرتفع با اسکلت تمام فولادى براى اولین باردرشیکاگو امریکا و شهر-هاى پاریس،برلین و وین اروپا صورت گرفت.

استفاده از تکنولوژى روزدر دهه هاى 20و30 میلادى

ازموضوعات کلیدى بود که تمام معمارانصاحب نام با آن

درگیر بودند.والتر گروپیوس،میس ونده رو وکوربوزیه

سعى در قطع وابستگى معمارى مدرن به گذشته و جایگزینى

 تکنولوژى و عملکرد شدند.گروهى دیگرمانند رایت و آلوار

آلتو خواستار استفاده از امکانات براى رسیدن به معمارى

 همگون با طبیعت شدند. نگرش معماری بعد از مدرن

(پست مدرن) به تکنولوژی متفاوت با مدرنیسم است.

از نظر معماران این دوره، نباید اجازه داد که تکنولوژى باعث

تغییر شکل طبیعت و تغییر رفتار و انگیزه درانسان و جامعه شود.

پیشرفت تکنولوژى ،با برنده شدن دو معمار جوان-ریچارد راجرز

 و رنزو پیانو- در مسابقه طرح ساختمان مرکز ژرژ پمپیدو، و

 آغاز سبکى به نام هاى- تک در اروپا (که دستاورد بزرگ مدرنیته

محسوب مى شود) ادامه یافت میتوان زیربناى فکرى این سبک را در

 جمله ریچارد راجرز خلاصه کرد که مى گوید :

"در عصر مدرن باید در ساختمان هاى مدرن زندگى کرد".

ادامه دارد

مسعود ورسه ای ; ۱:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱٥
    پيام هاي ديگران ()    +