فضا در معماری

                                               فضا در معماری

 همه زندگی انسان در فضا می گذرد و در هیچ یک از فعالیتهای انسانی ،از جمله هنرها،نمی توان ازفضا غفلت کرد.توجه به معنا و مفهوم "فضا" که در دوران اخیر  جانشین واژه "مکان"شده است،نیازی انکار ناپذیر است. عده ای کمیت و وجوه مادی در ماهیت فضا غالبا"شکل"را مهمترین مشخصه فضا می دانند ...

 

ولی در واقع معنایی که آدمی در عناصر کالبدی درمیابد،به زمینه فرهنگی و اعتقادی و حتی اقلیمی بستگی دارد.
ادوارد تی.هال(Edward T.Hall) در تبیین مختصات فضا بر ادراک فضا توسط حواس(بینایی،شنوایی،بویایی،لامسه)تاکید می کند؛اما تلویحا اذعان می کند که ادراک فضا از طریق حواس از اموری چون فرهنگ و زبان و آیین ها متاثر است.بر همین اساس فضای زندگی اسکیموها را فضای صوتی_بویایی می نامند(در محیط آنان به سبب یکنواختی نسبی مناظر نقش حس بینایی کاهش می یابد.)البته باید توجه داشت که "فضا صرفا ذهنی و سوبژکتیو نیست،فضاهای مختلفی را می توان مثال زد که افراد مختلف با شخصیتهای متفاوت از آن برداشت و تاثر همانندی دارند؛زیرا انسانها مشترکات روانی با یکدیگر دارند.بعنوان مثال فضای بزرگ و تاریکی را تصور کنید که دیوارهای حجیم و فلزی و تیره رنگ و خشنی داشته باشد؛هر که به این فضا وارد شود احساس خشونت و سنگینی می کند."(گفتاری از دکتر مهدی حجت)

حکمای اسلامی به اصالت عوامل کیفی در فضا معتقد بودند.بعنوان مثال؛ابن سینا معتقد است مکان عبارت از چیزی است که چیزی دیگر در آن نهاده باشد یا بر آن تکیه کند.او می گوید:

"...پس جایگاه جسم نه هیولاست و نه صورت و نه بعد و نه خلا؛ولیکن جایگاه جسم کناره ی آن جسم بود که به وی محیط بود و اندر گرد وی بود؛نه هر کناره ای،بلکه آن کناره که اندرون سود بود به وی ببساود این جسم مر آن جسم را."(ابن سینا،دانشنامه،بخش طبیعیات،ص14-25،نقل شده در:سجادی،فرهنگ علوم فلسفی و کلامی،ص747-748) و از نظر ملاصدرا مکان داخل در عالم ماست و همان سطح درونی جسم حاوی ،مانند ظرف،است.البته باید توجه داشت که "فضای"معماران با "فضا"ی فلاسفه و ریاضی دانان بیشتر مشترک لفظی است تا معنوی.

فضا را دست کم در دو وجه و با دو ویژگی می توان بررسی کرد:یکی فضای مادی و کمی،و دیگری فضای معنوی و کیفی.فضا(مکان)در دستگاههای گوناگون فکری معانی متفاوتی دارد.در تفکر بودایی،مکان با زمان توام است.از این رو ،هنر بودایی متمایل به ترکیب مکان و زمان است؛همچنان که تاسیس خانه ،معبد یا شهر در محیط طبیعی بر مبنای قواعدی است که آموزشهای چینی وضع کرده است.
معنای فضا در دوران جدید غالبا مادی است و گاه واژه ی فضا بواسطه ی قرارداد بر آن دلالت می کند.در غالب مکاتب معماری دوران معاصر ،که بر محسوسات متمرکزند،فضا مکانی سه بعدی است،سه بعدی که در سه جهت ریاضی امکان امتداد دارد.

سه ویژگی در فضا عبارتند از:

اول،مصالح و شکل و ابعاد
دوم،کیفیاتی که ناشی از شکل و صورت و مصالح و ابعاد و تناسبات فضاست و بر ذهن انسان اثر می گذارد
سوم،کیفیات معنوی،که با اثر پذیرفتن از جهان بینی و فرهنگ طراح و جامعه،ارزشهایی را به ناظر القا می کند.

بنابراین یکی از عوامل تعریف کننده ی فضا نگرشی است که طراح به ماده و جهان هستی دارد.

ادراک انسان از فضا با ادراک او از خود و جهان مرتبط است.انسان در مقام استفاده کننده از فضا به میزانی به ادراک حقیقت فضا نزدیک میشود که دستگاه فکری او با دستگاه فکری شخصی که فضا را پدید آورده است سنخیت داشته باشد.

مفهوم فضا در نگاه واتسوجی تتسورو : واتسوجی تتسورو (Watsuji Tetsuro)از نخستین پدیدارشناسان ژاپنی است.نخستین آثار منتشر شده ی او نزدیکی ذهنی او را با فیلسوفانی فردگرا چون نیچه(Friedrich Wilhelm Nietzche) و کی یر کگور(Soren Aaby Kierkegaard) نشان میدهد،او در سال1918اثر خود،تجدید حیات بتان(The Resurrection of the Idols)،را منتشر کرد_اثری که بلا آن را نشانی از جهت یافتگی عقلانی به دور از فردگرایی و بازگشتی به مفهوم اجتماع("گمینشافت / گماینشافت")می داند.(Robert Bellah,"Japan's Cultural Identity")

"فضا" در برداشت رایج به رابطه ی انسان و محیط اشاره و بر آن تاکید دارد.فضای مورد نظر واتسوجی انتزاعی و مجرد نیست؛نه فضایی است که دانشمندان مطالعه کرده اند و نه فضای هندسه اقلیدسی است؛بلکه فضایی وابسته به ذهنیات یا،بهتر بگوییم،وابسته به وجود ذهنی انسان است.

واتسوجی فضا را چیزی که با معانی جابجایی و نقل و انتقال گسترش یافته معنا می کند _ چیزی که با خیابانها شکل می گیرد،چیزی که موجب کنش متقابل مردم میشود.

فضا یا اقلیم در نظر واتسوجی ان چیزی است که به انسان امکان می دهد تا "خود"را از طریق حضور دیگران و توسط آنان بفهمد.

در کنار توجه به ساختار دو وجهی وجود انسان،یعنی وجود فردی و اجتماعی او،توجه و تاکید بر وجود ذهنی انسان و تجلیات این وجود ذهنی در عالم بر عمق و گستردگی مفهوم فضا در نزد واتسوجی می افزاید.

برونو زوی منتقد ایتالیایی می گوید:"معماری هنر ساختن فضاست."و گیدئون در کتاب مشهور خود؛فضا،زمان،معماری؛از فضا بعنوان مرکز اصلی و مرکزی معماری سخن می گوید.فضای معماری به بیانی توصیف مادی"مکان"یا ظرفی است که در آن بخشی از فعالیتهای زندگی بشر صورت می پذیرد بنابراین فضای معماری با زندگی رابطه ای ناگسستنی دارد.اگر زندگی تنها به مفهوم  بیولوژیکی و حیوانی آن در نظر بود،گرچه موانعی بزرگ در رسیدن به این هدف وجود دارد،لااقل ابهامی بوجود نمی آمد ،زیرا در هر حال پاسخ از نوع فنی و علمی بود.اما مسئله این است که بخش مهمی از زندگی به فعالیتها و نیازهای زندگی انسان مربوط می شود و در این عرصه است که اختلافها،بحثها و نظریه ها شکل می گیرند.

به گفته ی دکتر حجت:"فضا کیفیتی است که انسان تحت تاثیر کالبد معماری،در می یابد و تصویر فضای عینی و خارج از ذهن ودر آیینه دل و ذهن انسان است".

"بحث ما بازی با فرمها و آرایش و نماسازی نیست.به همین جهت است که معماری امروز نمی تواند مسائل را حل کند.مسائل ما به مفهوم فضا و سازماندهی فضایی احجام و کاربری ها مربوط است.معماری باید بحثهایی از نوع هویتی و زیباشناختی را کنار بگذارد و به این مسائل توجه کند.بحث فضا باید به مموضوع مرکزی معماری تبدیل شود و معماران و دانشکده ها در این زمینه کار کنند.فضای معماری به فضای زندگی انسانها مربوط است ولی این ارتباط از فرمول خاصی نتیجه نمی شود.مصرف محصولات فرهنگی گذشته،الهام از آثار ساخته شده ی گذشته،یا سعی در بازگو کردن حرفهای تکراری با لهجه ی اوریژینال،و خصوصا براورد طابق النعل بالنعل امیال کارفرما مسئولیت خلاقیت را از طراح سلب نمی کند.فضای زندگی بعنوان الگویی از ایده آلها از پیش وجود ندارد؛باید ایجاد شود و معمار مسئول ایجاد آن است".(به نقل از گفته های کامران افشار نادری)

مسعود ورسه ای ; ۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱٥
    پيام هاي ديگران ()    +